تبليغاتX
وروجک

خلیج فارس برای ماست.

به تازگی سایتی مشکوک که ظاهرا با تلاش برخی کشورهای عربی راه اندازی شده نظرسنجی برای تغییر نام خلیج همیشه فارس راه اندازی نموده که سایت ها و حتی شبکه های تلویزیونی عربی در حال تبلیغ این سایت برای افزایش تعداد رای دهندگان به نام خلیج غیر فارس می باشد که فارغ از سیاست پشت پرده آن رای کاربران فارسی زبان به خلیج فارس می تواند پاسخ محکمی به گردانندگان چنین سایت هایی باشد.برای رای دادن به خلیج فارس کافیست وارد صفحه اصلی سایت به آدرس زير شده:

www.persianorarabiangulf.com

و بر روی گزینه خلیج فارس کلیک کرده و گزینه vote را فشار دهید.
برای حمایت از خلیج همیشه فارس این مطلب را کپی کرده و در وبلاگ خود قرار دهید و حتما نظر بدهید.


 

نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 14:42 موضوع | لینک ثابت


تنهایی

 

به خاطر روی زیبای تو بود

که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود

که دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود

که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

به خاطر دل پاک تو بود

که پاکی باران را درک نکردم

به خاطر عشق بی ریای تو بود

که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

به خاطر صدای دلنشین تو بود

که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست

و به خاطر خود تو بود

فقط به خاطر تو

 

اگه نیایی

می دونم آسمون رنگ چشای تو داره

می دونی شب مهتابی پیش تو کم می یاره

می دونم مرغهای ساحل واسه تو دم میزنن

می دونی شن های ساحل واسه تو جون میبازن

می دونم اگه بری همه اونا دق می کنن

می دونی بدون تو یه کنج غربت میمیرم

می دونم با رفتنت آرزوهام سراب میشه

می دونی اگه نیای بدون تو چه ها میشه

می دونم اگه بخوای می تونی باز تو بیای

تو بیای پا بزاری بازم روی دوتا چشام

 

 

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم…

بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد…

خسته شدم بس که تنها دویدم…

اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن…

می خواهم با تو گریه کنم …

خسته شدم بس که…

تنها گریه کردم…

می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم…

خسته شدم بس که تنها ایستادم


 

نوشته شده توسط وروجک در جمعه هفدهم تیر 1390 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت


دوستت دارم

 به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ،    

  

     آهسته تر از صداي بال پروانه ها     

   

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ،  

  

   بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق    

   

 به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي،  

  

چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد  

   

   فرياد دوستت دارم را 

 

      ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند  

    

 پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.

 

 دوستت دارم.

 

فردای دیروزت را رها کن

 

دیروز فرداهایم را رها خواهم کرد

 

تا با هم امروز را زندگی کنیم 

 

 

 دوستت دارم، چون تو گفتي، هميشه هستي باهام 

 

 دوستت دارم، نه واسه اينكه بي قرارم 

 

 دوستت دارم، چون تو گفتي، هيچ وقت نميكني خارم 

 

  دوستت دارم، نه واسه اينكه دربه درم 

 

 دوستت دارم، چون تو گفتي، ميگيري بال و پرم 

 

 دوستت دارم، نه واسه اينكه دل تنگم 

 

 دوستت دارم، چون تو گفتي، هميشه باهات يكرنگم 

 

 دوستت دارم، نه واسه اينكه دورم 

 

 دوستت دارم، چون تو گفتي، واست يه هم زبونم 

 

  دوستت دارم، نه واسه اينكه هستي تو رويام 

 

 دوستت دارم، چون تويي تنها فرشتة آرزوهام 

 

  دوستت دارم، نه واسه ادامة حياتم 

 

 دوستت دارم، چون تويي تنها فرشتة نجاتم 

 

 دوستت دارم، نه واسه يه روز و دو روز 

 

 دوستت دارم، واسه هميشه، واسه هر روز

 

 


 

نوشته شده توسط وروجک در شنبه سوم اردیبهشت 1390 ساعت 14:39 موضوع | لینک ثابت


انتظار

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر می شد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودن هایت می شد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو می رساندم...

 بدون تو عاشقی برایم عذاب است

می دانم که نمی دانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

می دانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شود

 می دانم که نمی دانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه .

اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ،

 شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بی صدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد...

 و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ...

 

گریه 

اگه گریه بذاره مینویسم کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد

نگو اصلا نفهمیدی نگو نـــه...تـو بودی اون که دستامو رها کرد

خودت گفتی خـداحـافظ تموم شد...من و تو سهم مون از عشق این بود

خــود تــــو حرمـــت عشق و شکستی...بریدی...آخــــــر قصـه همیـــــن بود

اگـــــه مهلـت بـدی یــــادت میــــارم...روزایی رو که بــــی تــــو عین شــــــب بود

تـــــــــمـوم سـهمـت از دنـــیـــــا عـــــــزیــــــزم...بـذار یــــادت بـیــــارم یــک وجــب بود

بـــــــهــت دادم تــــــــمــوم آســـــــمونـــــو...خـــــــودم مــــاهــــت شــــــدم آروم بـگیـــــری

حــــالا ستـــــــاره ها دورت نشستـــــــــن...منــــــــو ابـــــــری گــــــذاشـــتـی داری مــیـــــری

بــــــیــــــا...بـــــــرگـــــــــــــرد از این بـن بــست بی عشـــق...بـذار این قصـه این جــــــــوری نـبـــــاشه

آخـــــــه بـــــذر جــــــــدایــــــــی رو چـــــــــرا تــــو ...چــــــرا دســتـــــای تــــــــــو بــایــد بـپــاشه

خـــــــداحــافــــظ نـوشـــتــن کار من نـیـــست...آخــــــه خـــیـلی بــــــاهــــات نــــاگفتـــــــه دارم

...اگـــــــــــــــــه گـــــــــــریـــــــه بــــــــــذاره مـــــی نــــــــویـــســـــم

 


 

نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه چهارم فروردین 1390 ساعت 10:38 موضوع | لینک ثابت


با من بمان

کاش می دانستم حریم غم هایت تا کجا وسعت دارد.

 

تا بغض غریبم را تقدیمش کنم.

 

کاش می توانستم برای عبور تو از حضور مبهم تنهایی

                                        

از حجم احساساتم پلی بسازم.

 

کاش تنها تو می خواندی

                                          

 نگاه غمگین مرا

 

کاش می دانستی که می خواهم

 

عمرم را با دستهایت اندازه بگیرم.

 

 

دیشب تمام ستارگان خاموش بودند شاید ماه دلگیر شده بود.

 

ومن در کنار تمام دلتنگی های خودم دلم برای ماه میسوخت.

 

چقدر دردناک است تنهایی و غربت وقتی که یار احساس کند کنار توست وتو دور باشی.

 

مگر جدایی ساحل ودریا ممکن است .

 

حالا می فهمم وقتی زمستان میاید چرا چکاوک نگران است وغمگین وماه در

 

هوایی خود غرق...

 

 

و باز هم یک روز بارانی و خاطره ای دیگر .

 تمام روزهای زندگی ام پر شده از خاطرات روزهای بارانی.

 

قطره های باران که به زمین می رسند ٬

گویی سیلی محکمی به قلب من نواخته می شود

 

و من زیر باران این همه غم می شکنم .

 امروز هم باران ترانه دیگری آغاز کرده،

 

 تا با آن قلب شکسته مرا بیش از این بشکند .

 اما گویی امروز این ترانه رنگ و بوی دیگری دارد.

 

نمی دانم اما شاید این بار آسمان دلش به حالم سوخته و می گرید.

 مثل اینکه او هم فهمیده است که من چه می کشم

 

آخر او شاهد تمام خاطراتم در روزهای بارانی بوده است.

نمی دانم چرا این بار دلم به حال خودم سوخته است

 

و چشمانم بارانی گشته اند.

آسمان با قطره های آب می بارد و دل من با قطرات اشکم .

 

همیشه از خودم می پرسم اگر آسمان ببارد زمین سیراب می شود

اما چرا چشمان من هرچقدر می بارند دلم سیراب نمی شود

 

و دست از گریه کردن بر نمی دارد.

 شاید دل آسمان پاک تر از دل من است.

 

 

در آسمان قلب من ستاره گریه می کند

دل بهانه گیر من دوباره گریه می کند

نسیم خاطرات تو سری به خانه می زند

 

ز خانه نگاه من غمت جوانه می زند

تو موج می شوی و من سکوت ساحلی غریب

تو آبی و پر از صدا و من شمایلی عجیب

تو حرف میزنی و من دوباره گوش می کنم

اگر چه در درون خویش کمی خروش می کنم

ولی تو موج هستی و منم که ساحل تو ام

 

تو حرف غرشی و من کلام بی صدای غم

و دوست دارم آشنا همین غرور سبز را

همین که کرده عشق را غریبه نام آشنا

پس انتظار می کشم که باز مهربان شوی

تو مهربان شعر من بیا که قهرمان شوی

به یاد آن شبی که تو به قلب من سری زدی

 

و با پرنده دلت به باغ من سری زدی

من آشیانه ساختم برای چشمهای تو

و قطره ها نشانده ام به پای چشمهای تو

هنوز بهترین من کلام اول منی

در انتهای آرزو سلام اول منی


 

نوشته شده توسط وروجک در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ساعت 11:55 موضوع | لینک ثابت



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس